ناصر خسرو
35
خوان الإخوان ( فارسى )
آن علم كه خلق اندر آن باشند ايشان را سخن گويد حكمت آن بود تا علم ايشان اندر علم رسول ضعيف شود و عاجزى خلق پيدا آيد و نگويند كه او آن علم همىگويد كه ما را اندر آن دست نيست و حريص شوند بآموختن آن علم كه ندانند ، چنين كه اندرين دور خلق حريص شدست بر آموختن فصاحت كه معجز رسول مصطفى صلى اللّه عليه و آله بود و او مر فصيحان عرب را بدان عاجز كرد تا چون به ظاهر آن رغبت كنند و بياموزند و به باطن آن اندر رسند ، بدلالت راه نمايان حق از فرزندان رسول عليه السلام بازنموده شد برهانهاى عقلى ، كه خواست آفريدگار عالم اندر آفرينش عالم همه خيرست و هر كه بد كردار است مخالف خداى است . صف دهم سخن اندر عقل كل كه او را جز بسوى ذات خود نگريستن نيست گوئيم مر برادران خويش را كه برين خوان نشينند كه : عقل كل نخست پديد آوردهء بارى است و تمام است بفعل و قوت ، چنانك شرح آن اندر كتاب گشايش و رهايش « 1 » گفتهايم . و دليل بر آنك عقل نخست پديد آورده است آنست كه هر چيزى كه آن اندر پديد آوردن پيشتر بوده است بذات جاكول است بر آنچ سپس تر پديد آمده است ، چنانك علت بر معلول جاكول است و جنس بر نوع جاكول است ، بر مثال حيوان كه بذات جاكول است بر چارپاى و پرنده و چرنده و مردم ، از بهر آنك ببر گرفتن حيوان اين همه انواع بر گرفته شود همچنين نيز ببر گرفتن عقل بوهم كه داننده است همه دانشها برگرفته شود . پس جاكول بودن عقل بر همهء چيزها
--> ( 1 ) چون علامت اسم مصدر آنست كه شينى ما قبل مكسور به آخر ريشهء فعل بيفزايند ، اسم مصدر از رهانيدن بايد « رهانش » باشد .